تبليغاتX
حرفهای همیشه -
شنبه بیست و پنجم مهر 1388 13:40
 

۱- اونقدر پیر نیست که بهش بگم پیرمرد٬ اونقدر هم جوون نیست که نگم ... یه قدم همچی بگی نگی از میانسالی پاشو اینور تر گذاشته - اون غریبه آشنایی که این روزا تقریبا هر روز صبح می بینمش با اون هیکل گرد دوست داشتنی و اون نگاه پر از امید و آرامش و اون کیسه کیف مانند ...

۲- رفیق آخرای کودکی و همه نوجوونی و تا اینجای جوونی من ... من به دستهای بیقرار تو قول میدهم / ریشه های ما به آب / شاخه های ما به آفتاب میرسد / ما دوباره سبز میشویم ...

من خوشحالم ... از تلاش تو٬ از همتت٬ از اینکه توی دلت امید ثمری هست هنوز ... میدونم یه ثمر خوب و شیرین در راهه ...

۳-گاهی همون یه نگاه اتفاقی اول صبح٬ یا نه حتی فقط اطمینان از حضور کسی که هست و تو براش خاصی٬ کل انرژی روزتو تامین می کنه

۴- برنامه ۸/۸/۸۸  برای من مشمول اگر و امای جدی شده ... فعلا نمیدونم چی پیش میاد ... هرچند مطمئنم بهترین حالت ممکن اتفاق می افته ...

۵- سیاوش قمیشی را دوست میداریم ... ابی را نیز همچنان ... س.ج. را نیز خیلی دوست میداریم

۶- کوانتومانه می نگریم جهان را !!!!

 

نوشته شده توسط نسیم  | لینک ثابت |

 
Free counter and web stats