نمیدونم هنوز معیار محک زدن اصالت آدما٬ داشتن یه خونه با قدمت بیش از صد سال توی نیاوران و ... است یا یه کلمه که مشخص کنه تو کجا به دنیا اومدی یا پدر و مادرت اهل کجا هستند؟ ... یا خونه ای که بالای شهره یا پایین شهر؟ ماشینی که این شکلیه یا اون شکلی؟
آیا هنوز معیار اصالت آدما همون مهمونی های آنچنانیه یا تجملات اینچنینی ؟ سفرهای خارجی و به اصطلاح به روز بودن؟ ...
آیا معیار ارزش و اصالت این نیست که هستیم٬ فکر می کنیم و تلاش میکنیم توی این بلبشوی فکر و ایده راه خودمون رو پیدا کنیم ؟
بهرحال من هنوز شازده کوچولو بودن رو ترجیح میدم ... حتی اگه به قول میلاد محرمی سخت باشه٬ حتی اگه منم نقابی از جنس بازیگرهای امروزی روی صورتم بزنم توی این شتاب بی معنی برای چیزی که هنوز نمیفهممش ...
********
خواندن برای به سادگی رسیدن نه پیچیده تر کردن مفاهیم ذهنی : آره همینه سپهر ... شاید مشکل قصه همینجا بوده ... دمت گرم!
********
دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت
عمریست که عمرم ....

